سلام من تهرانم و خانوادم شهرستان. مادرم مشکل ریه داره و اصلا رعایت نمی کنه و هر چند وقت یکبار میره بیمارستان و بستری میشه. همش میخوام مثل بقیه خواهر برادرام بی خیال باشم اما اصلا نمی تونم. امروز که بهم خبر دادن دوباره خالم سرفه میکرده و رفته خونه مامانم و مامانم را راهی بیمارستان کرده از غروب دارم گریه میکنم دو تا بچه ها م و شوهرم را عصبی کردم نمی دونم چطور با این اخلاق گندم کنار بیام. کلا دست و پام بی حس شده خواهر برادرام که کنارشن میگن تقصیر خودشه خودش مراعات حال خودش را نمی کنه. الانم رفته آی سی یو. تو را خدا بگین چکار کنم تا منم بی خیال باشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.