حق داری،
من کلا حساسم باردار باشم نباشم یعنی بدجور ناراحت میشم؛
یه بار رفتیم مشهد با جاریم اینا بماند که از دماغمون درآوردن هرچی خرج ناهار شام بود انداختن گردن شوهر من،
دختر نکبتشونو فرستادن ماشین ما یعنی هرچی حرف زده بودم تو راه با شوهرم همه رو انتقال داده بود به مادرش، عین ننه اش خبرچین و بیشعوره
تازه کلی هم حرف از خودش درآورده بود تحلیل کرده بود از عوض من نقل قول کرده بود به مادرش