آرزو دختر دکتر زنان و دندانپزشک،حقوق میخوند،با پسر کارگر ساختمون که مادر پدرش جداشدن،عاشق میشه
خانواده مخالف، فک کنم رگشو میزنه
خانواده راضی میشن به ازدواجش بدون هیچ مراسمی فقط جهاز میدن
شوهرش همش کتکش میزنه، فک کنم حامله بودش
بچش سقط میشه
پول میگیره طلاقش میده و بعدش میره ازدواج میکنه پسره
انشالا که درست گفته باشم