2777
2789
عنوان

شک کردم به خدا

115 بازدید | 6 پست

مادرم ۱۲ ساله دارو ندارمونو برد، رفت با یه پسر از خودش کوچیکتر توی فامیل صیغه شد، همش خبرش و میدن که مامانت با فلانیه، پدر بدبختم اومد تو یه داهات مستاجری، هر چی میگم خدااااا اون بدتر خوشحال تر میشه و مسافرت و عشق و حال. پس خدا کجاست؟ حالم بده تورو خدا یه چیزی بگید بهم. هر روز چشمم اشکیه .

من دیگه مطمئنم خدایی نیست. سی سالمه بخاطر مادرم هیچکی نیومد سمتم. با بدبختی دارم میسوزمو میسازم بعد اون خوشیش و مسافرتش. تا بهشم پیام میدم میره شکایت میکنه که این مزاحمم شده. خدا کیه دیگه اگه بود که حق مارو میگرفت ازش

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

اگه دوست داشتی برنامه زندگی پس از زندگی رو از شبکه ۴ ببین ساعت ۱۷ و۳۰ تو ماه رمضون پخش میشه برای من مثل یه مسکنه وقتی میبینمش تحمل سختی های زندگی برام راحتتر میشه...

ما اختیار داریم، وقتی با اختیار کاری میکنیم نمیشه گردن خدا انداخت.

اینکه تو بخاطر شرایطی که مادرت درست کرده عذاب میکشی درسته و قطعا دردایی هست که کسی مثل خودت لمسش کرده باشه میفهمه چی میگی.

اما تو پدرت یه تیم هستین، خودتون زندگیتونو بسازین. فکر کن مادری نبوده و تو قهرمان زندگی خودتی.

خدا این فرصتو بهت داده از خودت قهرمان بسازی ، رشد کنی ، ضد ضربه بشی و بتونی رنج های پدرتو مرهم باشی.


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز