شوهرم من شدم مثل لباس براش هروقت عشقش بکشه میاد سمتم هروقت هم نکشه پرتم میکنه من خیلی بروش حساسم با اینکه باهام بد رفتاری میکنه ولی دوسش دارم خودش میگه تو بد دلی ولی دلیل حساسم خودش بود اون قبل از من زن داشته یعنی زمانی که زن سابقش کارش بوده داشته به اون خیانت میکرده اومد خاستگاری من گفت چند ساله از زنم جدا شدم منم از شوهر سابقم جدا شده بودم اون یه دختر داره به زن سابقش داده منم یه دختر شوهر سابقم ازم گرفته باهم ازدواج کردیم ولی چند روز بعداز عروسیمون تو رستوران دوتا خانم اومدن شوهرم گفت من از اینا میخوام من خیلی خیلی ناراحت شدم خیلی از خودش حرف میزد میگفت خیلی خیلی دختر دنبال من بودن حتی دختر عمه هاش گفت منو مجبور میکردن باهاشون کاری کنم ولی من نکردم منم کنجکاو شدم رفتم تو گوشیش دیدم پیام های که با خانم سابقش بوده هنوز پاک نکرده دیدم با چند دختر دوست بوده بهشون پول داده قرار گزاشته برای رابطه جنسی من بهش گفتم اینا چیه قسم خورده هیچ وقت نرفتم ببینمشون فقط چند ماه باهاشون صحبت کردم تلفنی و چت کردم فقط از سر کنجکاوی و از همکارانش میگفت و قسم خودن بخیر از اون چت هاکه با اون دخترها کردم همش بهت الکی گفتم این حرفا فقط از خودم تعریف کردم ولی من باورم نمیشه بهش گفتم دیگه دوست ندارم همکار زن داشته باشی گفت رفتم تو پشتیبانی بانک اصلا زن داره ولی نیدونم داره به دروغ میگه شوهرم هم نماز میخونه هم روزه میگیره