بعضی وقت ها دلم می گیرد از تنهایی از بی کسی از بی مادری . ولی آقا جان شما هستید .یار ما .با شما ما بی کس نیستیم . دیشب یک لحظه گفتم ما هم امام داریم امام زنده ما . به دادم برس .کاش لیاقت داشتم می دیدمتان. کاش یارتان بودم .ولی گناهکار تر از این حرفا هستم . در همین حال و هوا بودم که روی دیوار لبیک یا مهدی دیدم . گویا می گفت که ناامید نباش.از مزار سرد مادرم می آمدم غمگین بودم که چرا من آغوش مادر ندارم . یاد شما افتادم آقا جان . همه کس ما باشید .من کسی ندارم . وقت تنهایی که جایی برای رفتن نداشتم که برگشتم .گفتم امام زنده من تا شما هستید کل این عالم خانه من است . من را از یادتان نبرید . هر چند ما خطا کاریم . خیلی وقت ها یادتان نبودیم .موقع خوشی ولی امام عزیز تر از جانم .با خودم عهد کردم هر روز شده یک صلوات برایتان بفرستم .کاش خدا رحمی کند . باقی غیبت را بر ما ببخشد .کاش عمرمان کفاف بدهد . کاش قبل از مرگ می دیدنتان . کاش ... این روز ها تنهایی شما مرا رنج می دهد. به فکر شما نیستیم ... باید زار بزنیم هر روز بخوانیم خدایا امام ما را برسان . غیبت را تمام کن ...باید خون بگریم .در هیاهو روزانه غرق شدیم .انگار نه انگار که منجی ما خواهد آمد...