2777
2789
عنوان

بچها ب نظرتون تند رفتم...😭😭😭

| مشاهده متن کامل بحث + 1793 بازدید | 101 پست
نمیشه قضاوت کرد شاید استارتر هم داره غذاب می‌کشه باید برید مشاوره فقط راهش همینه 

چنددفعه بهم قول داده ک بریم ولی نیومده دعا کنین این دفعه بیاد واقعا دوس ندارم از ته قلبم ک زندگیمو بخاطر هیچی خراب کنم چون کلی سختی کشیدیم تا ب اینجا رسیدیم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

ن پ بد نگفتی اگ والا اون ب توگفته بود حالا همه میگن زیرسرش بلندشده خیلی دلم سوخت براش دوسش نداشتی چر ...

اخه بدبختی اینجاست هیچوقت باور نمیکنه دوسش ندارم ک ی فکری ب حال مشکلمون کنیم

چون اون زمان دوسش داشتم خودمم باور نمیشخ اون همه عشق چرا یهو اینجوری شد

خب عزیزم لازم نیست ادم همه چیو به زبون بیاره از نظر من هیچ احتیاجی به گفتن این مسئله نبوده چون با گفتنش چیزی حل نمیشه

گناه داره همسرت 

همین کار اون با شما میکرد خدایی چه حالی میشدین؟؟! انقدر رک زدین تو پرش؟! پس چرا اصلا باهش ازدوا ...

اون زمان دوسش داشتم انقد اذیتم کرد ک ازش خسه شدم الان خوب ضده ولی من دیگه خسته ام

انقد دوسش داشتم ک زبون زد کله فامیل بودم ولی انقد اذیتم کرد خسه شزم

من کامل درکت میکنم یاد ی سال اول زندگیم افتادم البته دست بزن و تهمت و اینا نبود ولی خب یجور دیگ ، آخر گفتم طلاق می‌خوام دیگ خودش وقت مشاوره گرفت و زندگیمون کامممممل عوض شد همسر منم خودش و خانوادش مقصر بودن و من همش میگفتم از همتون متنفرم چون خیلی آزارم میدادن

خیلی بد بوده برعکسش رو در نظر بگیر فک کن اون بهت این حرفا رو میزد دل شکستن اونم در این حد رک!!!

ولی خوب خودشم میدونه چقد دوسش داشتم چقد براش جنگیدم خودش نزاشت اون حسم همیشگی نسبت بهش بمونخ

ولی خوب خودشم میدونه چقد دوسش داشتم چقد براش جنگیدم خودش نزاشت اون حسم همیشگی نسبت بهش بمونخ

وااااییی دقیقا میفهممت آدم احساساتش میمیره فقط دوست داره طرفو نبینه حتما برو مشاور خیلی تاثیر می‌ذاره خیلی 

ولی خوب خودشم میدونه چقد دوسش داشتم چقد براش جنگیدم خودش نزاشت اون حسم همیشگی نسبت بهش بمونخ

منم یه مدت سرد شده بودم رفتیم پیش مشاور و اینکه خودمم کم کم بهتر شدم 

انقد دوسش داشتم ک زبون زد کله فامیل بودم ولی انقد اذیتم کرد خسه شزم

چی بگم والا...

شما بهتر میدونید زندگیتون چطور بوده و هست

بهترین کار پیش مشاور رفته

اونجا میتونید به نتیجه درست برسید

یا حستون بر میگرده

یا اینکه...

ازاول قشنگ توضیح بده ‌ک ماهم تند نریم دقیقا شوهرخواهرمنم اخلاق الانش اینجوریع

من دوازده سالم بود ازدواج کردیم از اولی ک زنش شدم انگار برده گرفته بود ن میزاشت زیادبا فامیلام رفتوامد کنم ن جایی برم دست بزن داشت شکاک بود مثلا اگه با پسر خالم سلام علیک میکردم میگفت پرا سلام کردی و کلی کتکم میزد خیلی راحت تهمت میزد باورت میشه الان یازده ساله زنشم هنوز بدون اون ی بار بیرون نرفتم بهش میگم بابا منم زنم دوست دارم ی بار با جاریم یا مامانم برم بیرون میگه ن دوسال پیش ی تهمت خیلی بزرگ بهم زد منم طاقت نیاوردم خودکشی کردمو قرارشد طلاق بگیرم ولی باز خر شدم برگشتم سر زندگیم خدایی رفتارش پنجاه درصد خوب شدها ولی اصلا حسی بهش ندارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز