من امروز دوتا مهمون داشتم بعد رفتن مهمونا هم حالم خوب بود رفتم خونه ی مامانم یه دوساعتی کارهای سبک کردم مثل جارو برقی و اینا. بعد برگشتم خونه و دوش گرفتم. از حموم که دراومدم انگار فلج باشم تموم بدنم شل شد اشتهام کور شد حالم خراب شد تا شوهرم دو تا تخم مرغ پخت خوردم باز بی حال و بی حس. بعد یادم اومد مهمونم یه مدت خیلی دنبال دعا و جادو و جنبل بود.پاشدم یه اسفند دود کردم یه تخم مرغ شکستم همون اول کاری تخم مرغ ترکید . حال منم بهتر شد . یعنی چشم زخم راسته؟ واقعا چشمم کرده؟
تنبلم نیستم که به خاطر کار اینجوری شده باشم. اتفاقا امروز کمتر از هر روز کار کردم