قسمت جدید اینجوری شروع شد که نعیم گذشته شو تعریف کرد
با دو نفر به اسم منصور و صابر که بردار بودن دنبال گنج میگشتن
یه روز منصور میگه منکه رفته بودم از گنج سر بزنم دیدم عباس صوفیانی اومده گنج و برده
این ۳ نفر افتادن دنبال عباس و انقد کتکش زدن تا مرد
البته نعیم هیچ دخالتی نکرد
بعدش اون ۲ نفر رفتن تا طلافروشی عباس و خالی کنن
نعیم دید عباس داره میمیره بردش بيمارستان و همونجا دستگیرش کردن
صابر و منصور با زن صیغه ای منصور(آناهیتا افشار)
میخواستن از مرز فرار کنن
اینا میرن سراغ زن صیغه ای که اسمش شیرین بود
ولی اون بهشون دروغ میگه میگه که قاچاقچیا صابر و منصور و کشتن
مشکات و نعیم با قاچاقچی قرار میزارن و میفهمن شیرین دروغ گفته