برای همسرم نامه نوشتم سلام برات نامه نوشتم چون می دونستم حرف بزنم دعوا می کنی و گوشی برای شنیدن نداری.نوشتم من تو رو خیلی دوست دارم ولی به خاطر رفتارهات ازت سرد شدم و دلم شکسته.نوشتم امروز جلو مهمون ها رفتی نشستی پیش جاری و شوهرش.می خواستی بگی من بی ارزشم.ولی کاش از دل من خبر داشتی .نوشتم این نامه رو برات نوشتم تا بفهمی به خاطر زن برادرت داری من رو از دست میدی.
نوشتم از من می پرسی چرا نگران کمر درد و گردن درد ت نیستم .چون تو به من ارزش و احترام نمیذاری.بار ها منو به اونا فروختی.به من میگی بد هستی .به بچه برادرم توجه نمی کنی ولی نمیگی که با تو چه کرده اند.و چه توهین ها به تو کرده اند.
نوشتم هدف من از نوشتن نامه اتمام حجت بود.یا من رو انتخاب کن و به من احترام بذار و از من حمایت کن آنوقت می بینی برایت جان می دهم و عشقم رو نثار تو می کنم .ولی اگر زن برادرت و خانواده تو انتخاب کردی .من با آرامش میرم بدون دعوا.
چون من زندگی بدون همسر و راحت تحمل می کنم تا زندگی با همسری که همدم نیست حمایت ازم نمی کنه .ارزش برام قابل نیست.اخرش هم نوشتم دوستت دارم .از طرف دلشکسته.
به نظرتون چطوره؟