مادربزرگ من به زنعموم که سالها پیش میخواست خونه بخره ولی دخالت کرد و نذاشت گفت ایشالله جنازه بچت از خونه بیرون بیاد.. اونموفع عموم بنده خدا با نفرین بیجای مادرش خونه نخرید چون مامانبزرگم نمیخواست عموم از پیشش بره.. که زنعموی بیچارم کلفت خونه اون پیرزن باشه
خیلی جالبه که چند سال بعد جنازه یکی دیگه از عموهام یعنی پسر خودش از خونش اومد بیرون... اون پیرزن نذاست اونموقع خونه بخرن الان هم مستاجرن بندگان خدا