آنجا میدیدم ک تمام قدرت در دست خداست و قدرت های دنیایی در برابرش هیچ هستند .
اگر من در راه انجام وظیفم،نیت الهی خودم را حفظ میکردم ،خداوند هم اکر به صلاح من بود،از خزانه غیبی خودش، مشکل مرا بر طرف میکرد.
در آن لحظات و در ادج ناامیدی با خودم گفتم چقدر خوب میشود که اجازه بدهند من برگردم .قول میدهم دیگر هیچ کاری را جز برای رضای خدا انجام نمیدهم.
مگر اهل دنیا ارزش این را دارند که انسان ، کارهایش را برای رضای خاطر آنها انجام دهد؟!