با اینکه دلم نمیخاست سال جدیدمو تنهایی تحویل کنم
ولی شد!
قلبم درد گرفت و دلم سوخت برای خودم....
ازین همه تنهایی گریهم گرفت
کاش تو بیدار بودی پسرم تا حداقل کنار تو سالم نو میشد
تا بغلت میگرفتم و ارامش میگرفتم.
شاید واقعا دوستم نداره که من اهمیتی براش ندارم
من که چند بار بیدارش کردم
یعنی انقدر ارزشم کم بود براش که نتونست ده دقیقه بیدار بمونه؟
چایی دم کردم بعد سال نو با شیرینی بخوریم
ولی تنهایی و بعض و گلوم دهنمو تلخ کرد
داشتم با مامانم حرف میزدم دستمو گاز گرفتم گریه م نگیره
خدایا منو تو این شهر غریب با این ادمی که حتی ذره ای محبت کردن بلد نیست چرا؟
خدایا منو میبینی؟ صدامو میشنوی؟
امشبم بهت گفتم کسیو جز تو ندارم دستمو ول نکن
میخورم زمینا!!!
خدایا تو دنیات من از همه تنها ترینم.