چرا به آدمی که غمگین است میگویید غمگین نباشد و اشک نریزد و قوی باشد؟ چرا حق نمیدهید آدمها توان عبور از برخی رنجها را نداشتهباشند؟ که نیاز داشتهباشند در خود فرو بروند و سوگواری کنند و فروپاشیدهشوند و وقتش که رسید، از نو خودشان را ترمیم کنند و به زندگی برگردند؟
چرا فکر میکنید همه در مواجهه با رنج و اندوه، یکجور رفتار میکنند؟ یکی تحمل میکند، یکی میشکند و دیگری لِه میشود!!! هرچند هر سه با یک گونه از رنج روبرو شدهباشند! شیوهی تعامل و مواجههی آدمها با رنجهاشان را هرگز نمیتوان پیشبینی کرد. آدمی که تا امروز عظیمترین مصیبتها را تحمل میکرده امکان دارد فردا با کوچکترین ناملایمتی و اندوهی از هم بپاشد!
ما نمیدانیم ظرفیت آدمها در کدامین بزنگاه پر میشود، کجا بینهایت آسیبپذیر و شکننده میشوند و با کمترین تلنگری فرو میریزند، چرا که از پیش، تمام ضربههای ممکن به روان و جانشان وارد شده و همیشه این آخرین ضربه است که کار را تمام میکند...
در مواجهه با آدمها، حواسمان به حرفها و رفتارهامان باشد، شاید این ما باشیم که آخرین ضربه را وارد میکنیم.
#نرگس_صرافیان_طوفان