خواهرم بعد ازدواجش رفت شیراز
منم بیشتر اوقات میرفتم خونه مامانم اینا کاراشو انجام میدادم چون خودش نمیتونه
اون موقع ها ک من مشغول کارای خونه مامانم اینا بودم خواهرم تو شهر خودشون مشغول تفریحو مهمانی بود
حالا بعد مدت ها اومده خونه مامانم اینا انتظار داشته برم براشون غذا بپزم
اینم بگم رابطمون زیاد خوب نیست چون زیادی پروعه
الانم چون میدونم مجبور بوده کارای خونه رو انجام بده لجش گرفته
اصلا درک نداره بگه این مدت ک من نبودم خواهرم بوده