همش میخواست جلو پیشرفتم رو بگیره
با اینکه درس میخونه همیشه الکی تو اوج انگیزه بهم پیام میداد هیچیی نخوندم هیچی من اصا درس نمیخونم گردشم و...
فقط میخواست منو بیخیال کنه
یبار ک آزمونداشتیم االکی گف من اصا آزمونا رو شرکت نمیکنم کلا ول کردم هیچیم براش نخوندم ی هفته بیمارستان بودم و...
بعدم تو همون آزمون ترازش جزو برترا بود🙂💔
ب روش نیاوردم بماند ک چقد گریه کردم بخاطر اعتمادم...
حالا ببینین چیکار کرد📸