آقا من عروس اولیم ..برادر شوهر 7 8 ماهه نامزد کرده ...تا بحال با مادرشوهرم همیشه با احترام برخورد کردیم (کلیم مشکل داشتیم مادرشوهر خیلی با سیاست وزرنگ من ساده و بی زبون ) ولی در کل هیچوقت صحبتمون از چار چوب خارج نشده بود حالا جاری و مادرش با مادرشوهرم فاز صمیمیت برداشتن و شوخیای جنسی میکنن و میخندن مثلا مادره به مادرشوهرم میگه چوب میکنم تو پشتت ق ه ب ه یا بیا موهای اونجاتو رنگ کنم شوهرت ذوق کنه یا جاریم که 15 سالشه میگه داشتین دیشب با بابا چیکار میکردن تو اتاق پشت درم بالش گذاشتین مثلا من نشنوم یا میگه برو حموم درو باز بزار وانو پر شامپو کن بدنتو ماساژ بده بزار شوهرت خوشش بیاد و اینا دیگه حالا مادرشوهرم نمیدونم با خودش چ فکری کرده همش پیش من میگه دیگه از این به بعد میخام باهاتون راحت باشم شمام مثل دخترم ولی با دختر خودشم از این شوخیا نمیکرد قبلا ..سوالم اینا من وقتی اینا اینطور میگنو میخندن عکس العملم چی باشه دوس ندارم با منم از این شوخیا بکنن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا من اولین جلسه شیرینی خورنشون دیدمشون توی خونشون اصلا باباهه رو ادم حساب نکردن هرچی حرف مهریه و شیر بها بود مادر دختره تایید یا رد میکرد باباهه انگار اونده بود شیرینی خورون اقوام خیلی دور در این حد بی تفاوت و جالب اینجاس خانواده همسرمم اصلا نظری از پدر عروس نپرسیدن حتی میخاستن اون کاغذو امضا کنن به عنوان شاهدم قبولش نداشتن که یه امضا بزنه ...زن سالری بود خونشون
بابای من تو شهرستانه میگه مامان دختره قبلا شوهر دیگه ای داشته چه میدونم زن درستی نبوده طلاق گرفته واین بابای دختره نیس ولی هم از مادرشوهر پرسیدم گفت نه بابای خودشه (نمیخاس من بدونم) هم از جاریم پرسیدم باباتو مامانت بعد چن سال تورو آوردن و اینا گفت که بابای خودشه
دووم نمیاره حس من اینو میگه آخرش یا دعوا میشه و دلخوری پیش میاد یا تموم میشه
چ میدونم والا ...مادرشوهرم تهران بود پیش ما بعد پدرشوهرمم شهرستان تنها مونده بود دختره و مادره رفته بودن خونه اینا گفتن اومدیم تمیز کنیم گفتم الانکه پدرشوهرمو از راه به در کنه 😁 مرسی اومدی عزیزم ❤فعلا برم بخابم
جاری چندش نکبت منم همینجوره مادرشوهرمم یاد گرفته بود با این تفاوت که اون عروس اولی هست
مادرشوهرن روزای اول نامزدی میدی من زیاد محل نمیزارم و جدی ام میگفت آره جاریت میومد ظرف بشوره من شلوارشو میکشیدم پایین بعدم هره میداد منم چندبار بهشون توپیدم ولی من الان آدم بدم و اونا خوبن😏