بچه ها من اون روز سر امتحان بودم بعد یه پسره اومد بغلم نشست به اون گفتم اگه خوندی به منم برسون
بعد یه پسره جلو من نشسته بود بعد یهو بعد این حرفم برگشت گفت اصلا یبین مراقبا اجازه میدن تقلب کنی با یکم خنده گفت دقیقا یادم نی چی گفت ولی از سختگیری مراقبا گفت
من اصلا داشتم با اون پسره بغلیم حرف میزدم چه ریطی به اون داشت که یهو اینو گفت؟😐