دیشب تا صبح خارش داشت و بیدار بودم بالای سرش
صبح برای دومی ازمایش ۴ مرحله ای قند خون داشتم باباش دو ساعت مرخصی داشت دو ساعت باقی مونده هم رفتم دنبالش اماده ش کردم با خودم اواره ازمایشگاه شده بلافاصله بردمش دکتر ... بدون اینکه وقت کنم حتی اب بخورم. که منشی میگفت خانم حواست باشه نیفتی
رسیدم خونه ... اگه فکر کردی هنوزم وقت استراحت داشتم بگم نه پای گاز تخم مرغ سرخ کردم ازینور لقمه تو دهنم ازونور ماکارونی بار گذاشتم
الانم اماده بشه بهش بدم باید برم داروخونه داروهاشو بگیرم
مدیونید فکر کنید شهر غریبم... مامانمینا و مادرشوهرم هستن... یجورایی اعلام برائت کردن...