زیادی رو شوهرم حساسم نمیخام ایجور باشم این خیلی بده همش کنترلش میکنم تو جمع یا هرجا بعد میام بهش گیرمیدم خودمم از این اخلاق گندم دیگه خسته شدم میگه تو مریضی خودتو درمان کن واقعا حقم داره نمیخام روش حساس باشم زیاد با زنی حرف میزنه میگم بهش بد چشی و ...توروخدا راهنماییم کنین هرچی میدونین بگین حوصله مشاوره ندارم وقتش هم ندارم فقط اگه راه دیگه ای سراغ دارین بهم بگین ممنون😭😔
وقتی حوصله مشاور نداری یعنی قصد درمان شدن نداری کسیم اینجا نیست که بتونه با چند تا کامنت کمکت کنه فقط باید بری مشاور یه سری دارو میده حرف میزنه خوب میشی اینجوری ادامه بدی روابطتون خیلی سرد میشه
خب باید بری حتما حتی اگر خوشت نمیاد و حوصله نداری تا شوهرتو از خودت نروندی و دور نشده درمان کن خودتو ما چیکار میتونیم کنیم مشکلت بزرگه اینجور ن خودت آرامش داری ن شوهرت
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.