مامانم خیلی مریضی سختی داشت ، هفته ای سه بار باید خون تزریق می کرد ، روزای اخر خیلی زجر می کشید ، چند روزه فوت کرده ، نمی دونم خوشحال باشم که زجر نمی کشه یا ناراحت که فوت کرده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برای خودت ناراحت باش ولی برای مادرت خوشحال. مطمعن باش جاش اونجا خیلی بهتر از این دنیاس . براش دعا کن یا قران بخون تا دل خودتم اروم بگیره (البته اگه اعتقاد داری به اینچیزا)