اونروز جلو همه سر یه دشمنی که دارن هی به من میگه از این به بعد تنهااااا جایی نمیری با اسنپ همیشه من یا بابام و داداشم باید ببرنت 😐گفتم باشه جوگیر خان گفت نشنیدم نگفتی چشم😐😐😐گفتم اسگلی؟ باشه دیگه
از اون موقع تاحالا تا سر کوچه هم نبردتم همش خوابه😂باباشم یبار از کلاس اوردتم با خانوادش زرت پیادم کرد سریع گاز داد رفت😂💔