بچه ها پدرشوهرم مریض شده ما نامزدی هستیم خواهر شوهرم زنگ زد گفت بیا خونه مامانم اینا کمک آبجی کوچیکه یکم تمیز کن مهمون میاد منم اومدم
ولی دیشب نامزدم از بیمارستان اومد با مادرش بحثش شد
امروز که رفت بیمارستان مادرشوهرم ناراحت بود از دستش و همش میگفت خیلی بداخلاقه و بدجنسه پسرم دیگه ازش بدم میاد
منم ناراحت شدم اما رو خودم نزاشتم کمکشون کردم ولی انگار اصلا من هیچ کاری نکردم با من هم یجوری دیگه رفتار میکنن خودم حس میکنم
الان من باید چیکار کنم چه رفتاری نشون بدم
نامزدم میگه فردا بیا از صبح بریم بیمارستان باهم باشیم
بیچاره ده روزه از صبح میره تا شب تنها همونجا
خودم دلم میخواد برم خونه و دیگه نیام اینجا
راه درست رو انگار گم کردم 😞