مریض بودم رفتم بیمارستان،بعد دکتر سرم نوشت..وقتی سرمم وصل بود کیفم از دستم افتاد رو زمین...بعدم که یهو حمله آلرژیک بهم دست داد از نمیدونم کدوم آمپولا بود..دکتر اومد بالاسرم گفت باید دوتا دیگه آمپول بزنی حساسیت داشتی..همراه نداشتم،شوهرم بود که بیرون بود،بانهایت ادب به پرستاره گفتم ببخشید کارت ملیم توکیفمه با عابر بانک،افتادع پایین میشع بدینش؟یجوری گفت؛نه!بزار خودت که سرمت تموم شد برش دار..خیلی دلم شکست،تخت کناریم دلش سوخت به همراه تخت بقلیش گفت تاکیفمو بهم بده اونم زوری پاشد و بااکراه کارتو داد به شوهرم اون بیرون( مردم چشون شده) تاحالا این دومین باره این بیمارستان اینجوری باهام رفتارشده..باخودم گفتم من اگه یکی که درمونده و نریضه ببینم هیچوقت باهاش اینجوری رفتار نمیکنم ولی اینا...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بگی هم فایده نداره..کلا خیلی بداخلاق بودن با بقیم دیدم چطور رفتار کرد
ببخشید یکمم مشکل از ما هست باید همه به این رفتارها اعتراض کنن تا درست بشه . من تجربه داشتم . بی تاثیر نیست . واقعا تاثیر گذاره . ولی رفتار اون خانم با شما واقعا زشت بوده . دنیا همون رفتار رو بهش برمیگردونه
در سکوت به تلاشت ادامه بده . بگذار موفقیت هایت به جای تو حرف بزنند...
پرستارا همه همینجورن انگار ماله پدرشونو خوردی مخصوصا پرستارای زن پرستای مرد خوووووووبن بخدا ماهن ...
انگار نه انگار من وضعیتم اورژانسیه...به هیچ کجاشون نبود...یبار دیگم رفتم اونجا فشارم رو ۷بود..داشتن صبحونه میخوردن گفتم دکتر گفته سریع بیام اینجا سرم بزنید فشارم رو ۷هست..دیدم یحوری با طلبکاری برگشته میگع من خودم فشارم همش رو ۷عه..بشین فعلا تا بیام..میخاس صبونشو بخوره..موندم ازاین همه شعور