مامان من چون سرطان داشت و اخراش به مغزش هم زده بود ، یه کم رفتارش دست خودش نبود انگار
یهو میگفت بچه چه کثافطیه
یه وخ توهم میزد
دیگه نه گریه میکرد نه میخندید
وقتی مغز درگیر تومور شه دیگه نمیشه روی رفتار و حس و حالای اون ادم حساب کرد
ولی کلا از وقتی بیمار شد همیشه اون در مرکز توجه بود
بیشتر ما بهش محبت میکردیم