بعد ۶ ماه بودنمون وقتی قرار بود بعد ی ماه از ولنتاین منو ببره بیرون و مثلن جبران کنه گفت ک کار داره و تا آخر هفته درگیره از اون ورشم ۳ روز ی پیامم نداد بهم و آخرسر خودم بش پیام دادم و گفتم ک نگرانشم و بعد چند ساعت پیام داد ک ببخشید سرکار بودم و اینا گفتم ۳ روز سرکار بودی گفت چیز دانشگاه و درس هم هست و اینا بهونه میورد
آخر سر بهش گفتم این رابطه عشقه یا رفاقت؟
گفت رفاقت گفتم پ همه چی تمومه دیگه حرفی نمیونه خدافظ اونم چنتا استکیر خنده فرستاد
۶ ماه کنارش بودم ۶ ماه تمام تلاشمو کردم ک حالش خوب شه ی وقتایی گرم بود ی وقتایی سرد میگفت عشقشم اما الان اینطوری شد خطمو خاموش کردم و گفتم تا ۴ ماه هرگز روشنش نمیکنم و تمرکز میکنم رو هدفم خیلی اذیتم خیلی
همش گریه همش ناراحتی میشینم تو راه پله همش گریه میکنم
چرا حقم این بود؟نمیخواستمم مستقیم میگفت ن اینکه بازیم بده و این ۶ ماه عذاب بکشم
میترسم دوباره بش برگردم الان درستترین کار چیه؟چیکار کنم