از یه طرف میدونم هزینه زیاد شده بعد بابام به خاطر دلایلی بدهی زیاد داره نمیتونم بزارمش توی خرج
از یه طرف دیگه هم میترسم بهشون بگم و بگن که به خاطر گوشی گرفتنه کلی سرزنش کنن
خیلی دلم گرفته
و نمیدونم چیکار کنم هعی..
همونجاییم که علی یاسینی میگه:چیزی نمونده واسم عمر و جونو همشو پای تو دادم بس که سادم،ازت فرشته ساختم تو سرم نبودی حتی نصف آدم میمونه یادم...!منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را..تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را..
من تا بگم یه جام درد میکنه میگن برای گوشیه.نور گوشیتو کمتر کن فعلا
واقعا آخه نورش کمه
دست خودشونم میدم میگن کور میشی انقد نورشو کم کردی
آخه این چه وضعشه همه چیو به گوشی ربط میدن اه
همونجاییم که علی یاسینی میگه:چیزی نمونده واسم عمر و جونو همشو پای تو دادم بس که سادم،ازت فرشته ساختم تو سرم نبودی حتی نصف آدم میمونه یادم...!منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را..تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را..
همونجاییم که علی یاسینی میگه:چیزی نمونده واسم عمر و جونو همشو پای تو دادم بس که سادم،ازت فرشته ساختم تو سرم نبودی حتی نصف آدم میمونه یادم...!منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را..تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را..
خونه ی ما دورِ دوره ، پشت کوههای صبوره پشت دَشتای طلایی پشت صحراهای خالی خونه ی ماست اونورِ آب اونورِ موجهای بی تاب پشت جنگلای سروه توی رویاست،توی یه خواب،پشت اقیانوسِ آبی پشت باغای گلابی اونور باغای انگور پشت کندوهای زنبور خونه ما پشت ابرهاست اونور دلتنگیِ ماست تهِ جاده های خیسه پشت بارون پشت دریاست💖💖💖💖💖💖💖بودنت هنوز مثل بارونه تازه و خنک و ناز و آرومه حتی الان از پشت این دیوار که ساختن تا دوستت نداشته باشم اَتل و متل بهار بیرونه مرغابی تو باغش میخونه باغ من سرده همه ی گلاش پژمرده دونه دونه بارون بارونه...بارون بارونه...بارون بارونه...بارون بارونه دلم تنگه پرتقالمن گلپر سبزه قلب زار من منو ببخش از برای تو هرچی که بخوای میارم اَتل و متل نازنین دل زندگی خوب و مهربونه عطر و بوش همین غم و شادیه کوچیک و بزرگمونه.💖
همونجاییم که علی یاسینی میگه:چیزی نمونده واسم عمر و جونو همشو پای تو دادم بس که سادم،ازت فرشته ساختم تو سرم نبودی حتی نصف آدم میمونه یادم...!منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را..تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را..