میتوان با پنجه های خشک ... پرده را یک سو کشید و دید ... در میان کوچه باران تندی می بارد ... کودکی با بادبادکی رنگی .. ایستاده زیر یک طاقی ... گاری فرسوده ای میدان خالی را .... با شتابی پرهیاهو ترک میگوید.... آری... میتوان بر جای ماند
کارشناس بیمه هستم، درآمد متغیر بین ۱۳ الی ۱۹ تقریبا
بچه ای به مادرش گفت اگر بهشت حق توست، چرا در دستانت نیست؟ چرا زیر پایت قرار دارد؟ مادرش پاسخ داد دلبندم من بهشت را بر زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم. الهی چشم همه منتظرا رو به دیدن فرزند روشن کن.
امروز 4 فرودین ۱۴۰۲ تصمیم گرفتم واسه شادی روح محمدم هر کاری بکنم نه اینکه خودمو ازار بدم 💔🥲 درسته سخته با نبودش زندگی کردن ولی من برمیگردم به خاطر خانوادم🥲🖤