من ساده یه روز که ماورشوهرم اومده بود خونه مامانم اینا خوشحال بردم تو اتاق بیا جهازمو ببین .درحالی که داشت نگاه می کرد گفت خودتو اذیت نکنی ها من باید ب جهازت ایراد بگیرم که از اون مادرشوهرا نیستم .
خیلی خیلی بهم برخورد چون جهاز ی لطفه نه وظیفه .
اتفاقا تا دلتون بخواد ایراد هم می گیره
مثلا یبار گفت قابلمه مسی رو جدید گرفتی آخه تو جهازت نبود
در صورتیکه اتفاقا مال جهازم بود مامان بزرگم بهم داد
یا بعدها گفت فکنم لگن و آبکش کم خریده بودی
و....
هان یادم اومد یبارم از بخارشور حرف شد من گفتم بدرد می خوره اما اصلا لازم نیست بخری من برگردم عقب واسش هزینه نمی کنم . گفت اااا مگه توم این چیزا رو داشتی
در صورتیکه من همه چیز گرفت