2777
2789
عنوان

احساس خطر

385 بازدید | 9 پست

من طبقه بالا مادرشوهرم می شینم خونشون یه خوابه چند وقت پیش با شوهرم پیش مادرشوهرم بودیم یهو گفت ای کاش خونتون دو خواب بود با آشپزخونه بزرگ بعد برنامه ریخت که چطوری دو خوابش کنن با شوهرم من زیاد توجه نکردم (آخه با شوهرم به تفاهم رسیدیم که خونه بخریم بریم) اومدیم  خونه خودمون به شوهرم گفتم اون چه حرفی بود زدید سریع عصبانی شد که کش نده حالا یه حرفی بود زدیم منظور اونا طبقه پایین بوده

امروز مادرشوهرش اومد بود بالا دوباره اون حرف ها رو زد منم گفتم این که شما میگید قد پول یه خونست دو سه بار تکرار کرد من همین گفتم آخرین دفعه گفتم باید تو نامزدی اینکار شوهرم  می کرد اونم گفت پول نداشت منم گفتم خوب می خونه رو بسازیم اونم گفت حالا حرف زیاده زد میشه پول نداریم که بعد رفتم 

الان من احساس خطر می کنم فکر می کنم دلش نمی خواد ما از اینجا بریم از طرفی از شوهرم می ترسم که از اینجا پانشه 

و اینکه حس می کنم به مادرشوهر بر خورده که رفتنی اون حرف زده 

به نظرتون من خیلی حساس شدم یا حسم درست میگه لطفاً در مورد هر دو مورد نظر بدید 

بگو اول واخر ک باید از این خونه بریم چ لزومی داره دو خوابش کنیم...بگو تحت هر شرایطی من تو این خونه موندگار نیستم

💚خدا جونم حواست به منم هست؟؟؟....💚   انگاری وسط کوچه پس کوچه های کودکی جا موندیم وسط همون عروسکا وظروف پلاستیکی .جاموندیم ,نمیدونم چه مرگمون بود که هی میخواستیم بزرگ بشیم,روزگار زخم هایی به قلب ووجودمون زده که هیچ مرحمی ندارن ,نمیدونم ,تاکی قراره ارزوهای ماروبقیه زندگی کنن,خدایا دیگه خسته شدیم...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فقط با خوبی با همسرت صحبت کن.بگو قول دادی من رو قولت حساب کردم مرد.من امیدوار شدم که بریم منو نا امی ...

خیلی راحت میگه من مرد نیستم 

الان بنظرت به شوهرم از سرکار اون. بگم مادرت اینجوری گفت

به کی به شوهرم یا مادرشوهرم  به شوهرم زیاد این حرف میزنم

ب شوهرت بگو ک یجور ب مادرش هم بفهمونه ک موندگار نیستین

💚خدا جونم حواست به منم هست؟؟؟....💚   انگاری وسط کوچه پس کوچه های کودکی جا موندیم وسط همون عروسکا وظروف پلاستیکی .جاموندیم ,نمیدونم چه مرگمون بود که هی میخواستیم بزرگ بشیم,روزگار زخم هایی به قلب ووجودمون زده که هیچ مرحمی ندارن ,نمیدونم ,تاکی قراره ارزوهای ماروبقیه زندگی کنن,خدایا دیگه خسته شدیم...

خلاصه خودت قلقشو بهتر میدونی.بگو بهش اگه میخوای زندگی کنی از اینجا بریم. و گرنه همش دعوا دعوا میخوای همینجا بمون.یه خورده التماسش کن.دیگه یه کم قهر کن.با مادر شوهرت کار نداشته باش.خودت بهتر میدونی.یا شاید با مادرشوهرت دعوا کنی نتیجه بهتری بگیری.نمیدونم عزیزم شرایط را خودت بهتر  میدونی

 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز