سلام بچه ها عروس من ۲۲ سالشه با پسرم بدون اطلاع من دوسال دوست بودن بعدشم پسرم با من اشناش کردو رفتیم خاستگاری و الان دوسال هست از عروسیشون میگذره من و شوهرم یه خونه برا پسرم چند سال پیش خریده بودیم ۵۵ متر خیلی کوچیکه ولی خوش ساخته عروسم گفت مشکلی نداره، الان که دوسال گذشته سر ناسازگاری با پسرم گذاشته که خونمون خیلی کوچیکه گفتم چطور روز اول میخواستی جهاز بیاری کوچیک نبود حالا کوچیک شده البته جرعت نکردم به خودش بگم به پسرم گفتم بعدش یه چهارتادونه لباس از تو خونش نیاورد همرو پسرم داره میخره بگذریم......به نظرتون از نظر مالی کمکشون کنیم خونشونو بزرگتر کنن شوهرم میگه تن پرورمیشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ولی جدی نظرمو میخای نخر، بنظرم بزار خودشونم تلاش کنن، بعد تلاششون که بیشتر شد خودشون یه پولی جور کردن شما هم کمکشون کن ولی اگه اماده لقمه کنی واقعا تن پرور میشن و اصلا قدر زندگی و نمیفهمن