اومدم از دل گرفتگیم بگم ، از نداشته هام بگم ، از حسرتام، از انتظار کشیدنام ، از نرسیدن هام ، از دردام ، از نامردی ها..
ولی یهو به دلم افتاد که چرا نگی خدایا شکرت :)) ؟؟
خواستم بهش بگم واسه چی اینو بگم؟
یهو خودش انگار دستمو خوند ، ادامه داد
واسه داشته هات، واسه نعمتهایی که بهت ارزونی شده، واسه نفس کشیدنت، واسه مادرت، واسه پدرت، واسه خانوادت، واسه چشم گوش پا دست ، واسه اوووه.. لال شدم راستش، حق رو دادم بهش و
از ته دل گفتم خدایا شکررررت ♥️
باورم نمیشد، ولی دلم آروم شد، پر از شعف شد
و احساس کردم خوشبخت ترین آدم رو زمینم🥲🥰