مادر شوهرم کلا خونه ما می مونه با اینکه خونه هامون خیلی خیلی به هم نزدیکه ولی خونه خودش نمیره میگه میترسم اگه مریض بشم چیکار کنم پیش بچه های دیگه اش هم نمیره میگه من خوشم نمیاد اونجا برم بچه هاشم میگن تنها نرو تو خونه ات از وقتی خونه امون اومده بخدا ی دقیقه هم نمی تونم با شوهرم تنها باشم یا تنها حرف بزنم هر جا باشه وقتی می بینه من با شوهرم حرف میزنم میاد میگه به هم چی میگین یا یهویی در اتاقمونو باز میکنه شوهرم تا نزدیکش میشم میگه برو اونور مادرم میاد هیچی نگو مادرم میشنوه تو همه چی هم دخالت می کنه بخدا خسته شدم چیکار کنم ؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.