2777
2789

یه جورایی به نظرم دختره حقشه این یارو بشه قسمتش

یادش رفته چیکار کرد با امید بدبخت؟

با بهونه ولش کرد که خودشو قانع کنه چون دلش رفته بود

وگرنه می‌تونست جوری دیگه با امید که اونقدر عاشقش بود کنار بیاد

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

یه جورایی به نظرم دختره حقشه این یارو بشه قسمتش یادش رفته چیکار کرد با امید بدبخت؟ با بهونه ولش کر ...


موافقم همین ک موقعیت حسینو دید از امید دلسرد شد

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سلااام شبتون بخیرررر

دوستان واقعا ببخشید من متاسفانه برام یه مشکلی پیش اومد با دغدغه های فکری زیاااد الان که اومدم دیدم تایپیک ترکیده!

حتما براتون پارت هارو میذارم و بخاطر بدقولی ببخشید 

خدایا کمک :)

دوستااااان 

الان اومدم پارت های مونده رو بذارم که دیدم کانال برای مدتی مسدود شده🤦‍♀️

هر وقت که کانال باز شد براتون میذارم ولی در کل اینجوریه که خیلییی از زندگی کسل بار نسترن و حسین میگذره که نسترن متوجه خیانت چندین ساله ی اون میشه و...

خدایا کمک :)
دوستااااان  الان اومدم پارت های مونده رو بذارم که دیدم کانال برای مدتی مسدود شده🤦‍♀️ هر وقت ...

عه، با همون دخترعموش یاسمین حتما آره ؟

آرزو کـن. . . . گـوش های خــدا پــر از آرزوست. . . . و دســت هایش پــر از مـعجـــزه. . . . شایـد بـزرگتـــرین آرزوی تـو... «کـوچـکتـرین معجـــزه ی خــدا» باشـد . . . بعد از کلی سختی خدای مهربونم معجزه اشو گذاشت تو دلم ، برا سلامتیش دعا کنید مهربونا💞 خدای مهربونم دامن همه ی منتظرها رو سبز کن ، الهی آمین 💞

اسم رمانش چیه اسی

آرزو کـن. . . . گـوش های خــدا پــر از آرزوست. . . . و دســت هایش پــر از مـعجـــزه. . . . شایـد بـزرگتـــرین آرزوی تـو... «کـوچـکتـرین معجـــزه ی خــدا» باشـد . . . بعد از کلی سختی خدای مهربونم معجزه اشو گذاشت تو دلم ، برا سلامتیش دعا کنید مهربونا💞 خدای مهربونم دامن همه ی منتظرها رو سبز کن ، الهی آمین 💞

مادرشوهرم قاطی کرد و گفت:الان پسرم بی غیرت هم شد؟!دستت دردنکنه ..

تو دختر خودت رو جمع کن که بین فامیلای شوهرم بی ابروم کرد 

مامانم حسابی عصبی شد و گفت:!خلاف شرع نکرده که ..

جای این کارا جلوی فامیل وایسا نزار راجب عروست حرف بزنن..

مادرشوهرم قهر کرد و از خونه رفت 

همونجور که میرفت غر میزد :کادر که تو باشی و حمایت کنی بچه هم میشه این ..

ایروم رو بردن بس نبود یه قورت و نیمشون هم باقیه 

رو زمین نشسته بودم گریه میکردم 

دلم خیلی گرفته بود و بیشتر از همه از حسین که نموند و ازم دفاع کنه 

مثل همیشه به خودش فکر میکرد و رفت ..

مثل همیشه فقط منافع خودش رو درنظر گرفت و رفت ..

حالم خیلی بد بود ..و بدتر از این نمیشد 

حرمت بین خانواده ها هم سر این قضیه شکسته شده بود 

مامان نشست کنارم و گفت:چرا حرف گوش نکردی؟!ها؟!الان حقته هزار جور انگ بهت بزنن!!اونم از حسین که گذاشت رفت ..تو چرا عاقل نیستی؟!کم سفارش کردم؟!

با گریه گفتم :بسه مامان ..خودم داغونم 

مامانم با من داشت گریه میکرد .

اعصاب ها داغون بود 

گوشیم رو برداشتم و به حسین کفتم :بیا خونمون

گفت:نمیتونم بیام اونجا روم نمیشه 

دادزدم :چرا رفتی ها؟!ترسیدی؟!قرار بود اینجوری پشتم رو خالی کنی؟!تو مردی حسین؟!..این بود اعتمادی که بهش داشتی؟!وای حسین امان از بی فکری های تو ..امان از خودخواهی های تو ..

حسین دادزد:بسه دیگه نسترن 

یه جوری میگی انگار من دست و پات رو بسته بودم و برات تصمیم میگرفتم ..

اون لحظه همین به فکرم رسید 

چ میدونستم اینجوری میشه ..الان چیکار کنم ها

با پوزخند تلخی گفتم :الان بمون از زنت دفاع کن ..بمون جلوی مامانت رو بگیر که نزنه تو گوشش..حسین واقعا ناامیدم کردی با رفتنت..باعث شدی مامانمم سر زنشم کنه ..

برات متاسفم واقعا ..

گوشی رو قط کردم و زدم زیر گریه ..

خیلی برام سنگین نشسته بود

یهو سیم مغزم قاطی کرد و زنگ زدم به سپیده 

سر بوق اخربود که جواب داد:جونم عروس؟!

بلند گفتم :من ازت کمک خواستم چون بهت اعتماد کردم ..خجالت نمیکشی؟این بود جواب اعتمادم ؟!واقعا که سپیده واقعا ک ..

سپیده با دستپاچگی گفت:چی شده؟!





خدایا کمک :)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز