من تنبلی داشتم چندماه دارو وامپول حتی فولی هم داشتم همه چیز خوب بود ولی نمیشد حتی یه بار ۳ تا فولی باسایز عالی داشتم
خلاصه دکترم گف باید ای یوای بشی من کلی قرص خوردم وامپول زدم رفتم برای ای یو ای. دکتر گف فردا باید بیاین همون شب شوهرم قرار بود بره تهران سفر کاری تو مطب غر غر میکرد من نمیتونم وایستم باید برم
من خیلی ناراحت شدم حتی دکترم باهاش دعوا کرد اگه بچه میخای این کارا چیه
اومدم از مطب بیرون گفتم به جهنم خیلی ناراحت بودم خیلی دلم شکست شوهرم گف باشه نمیرم ولی من راضی نمیشدم ما مشهدیم گفتم منو ببر حرم بعد خودت هرگوری میخای برو رفتم حرم زار زدم التماس کردم به امام رضا گفتم چرا اینجوری میشه من این همه دارو قرص امپول خوردم این حق من نیس به جان جوادش قسمش دادم
همون شب شوهرم رفت تهران وتا سه روز نیومد یعنی روزایی که تخمک گذاریی من بود ومن فقط تواین سه روز گریه میکردم
ولی همون ماه حامله شدم معجزه شد الان پسرم چهارسالشه وداره با جوجه رنگیاش بازی میکنه
😍
خداروشکر.