من از بچگی آرزو داشتم ی خونه بخرم ک مال خودم باشه ، ک خدارو شکر تو این ۲هقته برام مقدور شد و خریدم..
این خونه حاصل زحمتای منه..جون کندم برا خریدن تیکه به تیکش..
خلاصه دیروز دخترخالم و بچه اش برای تبریک اومدن خونم.
بهترین پذیرایی و بهترین رفتارو باهاشون داشتم.
بعد دختر ۵ سالش گواش قرمز ریخت روی فرشن که طوسی و سفید بود!گواشم ک میدونین ابدا پاک نمیشه..
من خیلی ناراحت شدم زود دوییدم سمتش گفتم خالههه حواست کجاس مگه کورییی؟
بعد مامانش سریع اومد
عه روشنا جون مگه چی شده؟بچمو استرسی کردی!
گفتم خوب کردم ببین چیشده،،
با کمال پررویی گفت فدا سرش و قهر کرد رفت....
دارم فشارر میخورم.
یعنی تقصیر منه جدیی؟تازه خالمم زنگ زده میگه دیدار به قیامت!😏