روی پاهای عضلانیش که نشون میده نتیجه چندین ساعت کارکردن با دمبله دراز کشیدم
پنجه هاش اینقدر اروم و با ملاحظه بین تار موهام میچرخه که هر ان حس میکنم پلکام قراره بیوفتن روی هم و هم دیگرو تو اغوش بکشن
گفت؛ میدونم اگه الان برات از ازدواج بگم پا میشی و باز خودتو که گیج خوابیو با هزار تا کار نامربوط سرگرم میکنی یا یهو میری تو حموم و تا لحظه ای هم که به خواب نرم بر نمیگردی
مکث کرد ،همونطور خم شد و سرم میون شکمش گم شد و عطرش تو ریه هام به رقص در اومد
صدای تیک فندک رنگ بژش و بوی تند سیگارش بهم فهموند که مشغول چه کاریه
همونطور که دود سیگار هنوز یه جایی بین گلوش بود گفت :اما این روزا زیاد به خونه ی مشترکمون فکر میکنم ،خونه ای که توش من باشم و تو یه سگ پامر روباه مشکی که دوست داری بخرم و اسمشم بذاریم شب ،یه صندلی راک بذاریم دنج ترین قسمت خونه و یه بار پر از شراب ناب اونور ابی بزنم و نصف دیگشو برات از دونه های قهوه پر کنم
فشار دستش تو سرم بیشتر شد و لرزش خفیفشو بیشتر حس میکردم
یه تراس خیلی قشنگ و بزرگ میزنم همیشه خودت گفتی که عاشق خونه هایی هستی مه تراس وسیعی دارن
یک لحظه دستش بی حرکت شد و گفت؛به اینم فکر کردم که خونه ویلایی و حیاط دار باشه چون خوب میدونم که میونه ی خوبی با ادما نداری
بازم کارشو از سر گرفت ،یه کام از سیگار گرفت و گفت ؛بهت قول میدم با وجود اینکه به خاک حساسیت دارم کل گلدونای گلای خونه رو باهم پر کنیم و یه قسمت حیاطم کنم برات عین بهشت
یه اتاق خلوتم میذاریم ،تاریک تاریک ،سرد و نمور از همونا که میگی وقتی دلت تنهایی میخواد دوست داری بچپی توش و منم قول میدم پشت درش تا خود صبح نخ به نخ سیگارامو دود کنم بخاطر اینکه میادا فکر نکنی بی فکری کردم و تنهات گذاشتم
مکث کرد ،اروم تکون خوردم و برگشتم سمتش سیگار به ته رسیده بود و داشت انگشتشو میسوزوند ،سرشو تکیه داده بود به پشتی مبل
اروم سیگارو از بین دستش خارج کردم
برای عسلی های چشماش میتونستم بمیرم
دستی به موهای پر پشت و مواجش کشیدم و گفتم؛ تو که همه چیز و اون خونه رو برای من خواستی پس خودت چی؟
لبخند بی جونی زد ،مثل همیشه با شصتش چونمو لمس کرد و با صدای بم و ارومش گفت؛همه چیز اون خونه مال تو اما خود تو فقط مال من این تنها چیزیه که میخوام
ژین# آ