2777
2789
عنوان

بیاید لطفا😢

74 بازدید | 1 پست

من ۲۳ سالمه و مجردم

من و مامانم افکارمون باهم فرق داره

اصلا نمیتونم با مامانم احساس نزدیکی کنم😢

نه میتونم باهاش دردودل کنم نه میتونم حس خوبی ازش دریافت کنم

مهر و محبت ندیدم واقعا

با خیلی از حرفاش خیلی بهم انرژی و حس منفی میده

خیلی دوست دارم تنها باشم🥺🥺

بعضی وقتا خیلی به شدت احساس کمبود محبت میکنم. رابطه بعضی از مامانا و دخترشونو میبینم حسرت میخورم

حتی چندبار باهم بحثمون شد از شدت دلگرفتگی و بغضی که داشتم بهش گفتم مادرمی ولی هیچوقت نتونستم باهات دردودل کنم گفت خب نکن نمیتونی نکن

یا خودش اکثر مواقع با حالت دستوری کلا باهام حرف میزنه اصلا خوشم نمیاد. بچه که نیستم اینجوری رفتار میکنه. بعد یچیزی ام میگم یجوری میخواد که منو مقصر کنه. مثلا میگه تو ادم سلیطه ای هستی

درحالیکه من خیییلی ارومم. چرا بابام نمیگه چرا ابجیام یبار این حرفو به من نزدن.

بعد مامانم از این مدلیاست که ایشالله یروزی بخوام ازدواج کنم اگه شوهرم دقیقا مطابق خواست و علاقش باشه یکم اونم تازه یکم بهش احترام میذاره. اگه یه ایراد ازش ببینه اصلا احترام نمیذاره. خیلی سخت گیره کلا

ابجیم ازدواج کرد اون اوایل همش میخواست یجوری ایراد بگیره و خیلی بی احترامی میکرد. ابجیم جلوی شوهرش چقدرر خجالت کشید. بعدا که گذشت خداروهزار مرتبه شکر شوهر ابجیم خیلی فهمیده ست. بخاطر رفتارای مامانم اصلا با ابجیم برخورد بدی نداشت و حتی سعی کرد اونجوری که مامانم میخواد باشه. الانم پشت مامانم خیلی میگه و شاکیه ولی جلوی خودش بخاطر ابجیم خیلی کوتاه میاد.

من از این بابتم خیلی نگرانم. بالاخره همه که مثل هم نیستن همش به اینده فکر میکنم اصلا دست خودم نیست خیلی حالت بدیه😢🥺

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز