من یه دوست صمیمی دارم که با برادرشوهرم همدیگرو خیلی میخواستن ولی قسمت نشد که به هم برسن دوستم ازدواج کرد،برادرشوهرم دفتر خاطراتشو داد دست به من گفت هیچ کس نفهمه اینو برام نگهش دار ،بعد چند سال برادرشوهرمم ازدواج کرد ولی دیگه هیچ وقت اسم دفتر خاطراتشو نیاورد امروز که داشتم خونه تکونی میکردم از توی جعبه دفتررو پیدا کردم،الان هردو متاهل هستن و بچه دارن ،به نظرتون دیگه دفتررو بندازم بره 🤔🤔
لایک نفرمایید دوستان به غیر از استارتر عزیز و کاربر محترمی که ریپلای کردم لااقل بفهمم پستم رو خوانده اید عزیزان .زندگیِ فعلیِ من و شما در برابر زندگیِ بَعدی،بسیار کوتاه،بسیار فرعی وبسیار ریز و گذراست.همچون جرقه ای است که از آتش اجاقی بپرد و گم شود.برای آنکه در زندگیِ بَعدی تا ابد و برای همیشه در آسایش و شادی باشیم ، کافیست همین یک لحظه ی گذرای عمر این جرقه را خوب بمانیم...