اها متوجه شدم چجوری انگار رفیقی نداری مثل خودت باشه و حتی شاید کنارشون خیلی اون حس امنیت نداری تا راحت هر کاری رو انجام بدی درصورتیکه ادمایی مثل اخلاق تو شک نکن زیادن فقط باید پیدا کنی
پیدا کردن هم با تو اجتماع بودن به دست میاد
میدونم سخته برات
ولی من حتی پیش روانشناسم رفتم بهم میگفت اگر از شرایط حال راضی نیستی فقط باید تغییر کنی وگرنه تا همیشه تو همین حالت میمونی برای تغییر هم تاوان ها رو قبول کنی حالا برای شما مثلا یا باید این تاوان رو قبول کنی که یسری رفتارایی که از نظر دوستات باحاله انجام بدی و حتی کارایی که خودت دوسداری یا اینو قبول کنی تنها بمونی یا تو هر اجتماعی که میری سعی کنی ادمایی مثل خودت پیدا کنی تا ازت توقع مثلا مسخره بازی نداشته باشن
اگر برات سخته و دوستداری وضعیتت تغییر کنه پیشنهاد میکنم چند جلسه ای پیش روانشناس بری برای من خوب بود واقعا نه خیلی ولی بازم
من برادری دارم که مهندس کامپیوتر هست و تمام زندگیش برنامه نویسی و کد زدن و .. هست و حتی دیدم رفاقت اونطوری صمیمی نداره و اصلا بیرون نمیره بیشتر درباره ی کاراش با کسی ارتباط داره ولی خب دیدم چون کنار مثلا منکه خواهرشم راحته میتونه گاهی از اون فاز جدیش خارج بشه و حتی کارای بامزه و حرکات خنده دار انجام بده این نشون میده حتی درونگرا ها هم اگه جایی حس امنیت داشته باشن از اون حصاری که برای خودشون کشیدن میتونن بیان بیرون
برای همین شاید نیاز داری رفیقایی داشته باشی که کنارشون احساس امنیت بکنی تا بتونی حتی یسری رفتارایی که خیلی دوستداری انجام بدی
بازم اینا نظر من و ادم باید تو یه موقعیت باشه تا ببینه چیکار میکنه من الان دارم صرفا حرفشو میگم.