2777
2789
عنوان

شوهر گاوم

486 بازدید | 19 پست

چند روزه پیش تولد برادر شوهرم بوده ومن نمی‌دونستم شوهرم بعدازظهر زنگ زد ب کن گفت من می‌خوام برم خونه مامانم  و رفت ساعت یک برگشت خونه امروز از دهنش پرید تولد داداشم بود رفتم دیدم پاکت پول رو‌میزه از خواهرم پرسیدم این چیه گفته تولده پوریاست  مامانم کیک درست کرده بود دامادمون داشت میومدمن پول نقد نداشتم گفتم از کارت بگیره بیاره من دوباره بهش بدم! من خیلی بهم بر خورد همه بودن ی کلمه ب‌من نگفتم ب شوهرم گفتم خب تو نباید وقتی میبینی تولده بگی من میرم زن و بچم و بیارم دور هم باشیم ..گفت آخه من نمی‌دونستم تولده گفتم خب اونجا ک فهمیدی...  بعد گفت آخه تولد نبود ک ی کیک بود گفتم خب همیشه همین بود دیگه بزن برقص نبود ک ی کیک میگرفتیم و کادو می‌دادیم ناراحت شد قهر کرد رفت،،🙄

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

وای من از خدامه شوهرم منو نبره خونه مامانش. بعد شما میگی میومد میبردت رور هم باشید

ببخشید مادرشوهرت باید زنگ میزد دعوتتون میکرد. شوهرت تو عمل انجام شده قرار گرفته 

الهی به امید خودت...  
من نفهمیدم چی شد تولدبرادر شوهرتون چند روز پیش بوده بعد شما و خواهر و مادرتون بودین

نه من و ملا نگفته بودن شوهرم رفته بود اتفاقی ب جای ناراحت شدن نشسته پیششون تا یک شب کادوشم داده اومده

وای من از خدامه شوهرم منو نبره خونه مامانش. بعد شما میگی میومد میبردت رور هم باشید ببخشید مادرشوهرت ...

منم از خدامه نرم ولی مثل خودشون بهانه گیری میکنم ببینم چ لذتی داره مشکل درست کردن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108