مرسی عزیزم من از خانواده چند ماه پیش خنجر خوردم خواهر بزرگم دعوتمون کرد و خیلی پرو جلوی من به شوهرم گفت بیا دختر ۱۹ سالمو عقد خودت کن شوهرم فقظ سعی داشت آرومم کنه نمیدونست چ خبره انگار رفته بودم خاستگاری شوهرم خواهرم تا دوا کردم گف تو باید به فکر خوش بختی خواهر زاده باشی دست آدم بد نیفته و شوهرم فقط گفت فکر کردی چون زن داریم خوبه دخترتورم خوش بخت میکنم نه خواهر جان من عاشق زنمم تو هم دختر انتر از خودت بده یه مردی که لایقش که دوستش داشته باشه اومدیم به حال خرابم که زیر سرم بودم گریه میکرد و الانم داریم از همه دور میشیم گفت مرینم رو کسی که بخواد زندگیمو از بگیره
انشاالله که همیشه همینجوری باشین عزیزم امشب ولادت امام حسین بود،خودامام حسین همه روعاقبت بخیرکنه شو ...
انشالله عزیزم مرسی قربونت بشم فقط ما زنها باید بی نهایت تلاش کنیم خیلی احساس یه مادر داشته باشیم که برای داشتن و درست تربیت کردن بچش از جونش مایع میزاره
مرسی عزیزم من از خانواده چند ماه پیش خنجر خوردم خواهر بزرگم دعوتمون کرد و خیلی پرو جلوی من به شوهرم ...
وا…؟ شما کجایی هستید که خواهرتون اومده دخترشو به شوهرتون پیشنهاد میکنه؟؟؟ یعنی منظورم اینه تا الان جایی نشنیده بودم همچین کاری یا همچین رسمی باشه عجیبه؟؟؟!!!!
بیست سال بعد، بابت کارهایی که نکرده ای بیشتر افسوس می خوری تا بابت کارهایی که کرده ای!
وا…؟ شما کجایی هستید که خواهرتون اومده دخترشو به شوهرتون پیشنهاد میکنه؟؟؟ یعنی منظورم اینه تا الان ج ...
برای همین گفتم خنجر زد تو دلو قلبم جگرم آتیش زد چراااا چراااا حتی پشت سرم بع شوهرم پیام داد میدونم دخترم چشمت گرفته و از زنت میترسی بیا آقا یی کن سایت رو سر دخترم باشه من دلم آروم بشه دخترم مرد داره شوهرم گفت بهت یه چیزی میگم فقط عصبی نشو باشه بعد پیام هار نشون داد گفت باید بریم و جلوی چشمم اول سیمکارتار شکستند بعدش گفت میتونی از همه بگذری من از خانوادم میگذرم تو چی میتونی مجاسشون نیای حتی ختم منم برای نگه داشتن زندگیم و بچهام همه چیز قبول کردم الانم دنبال جاریم که فرار کنیم شوهرم گفت میترسم فردا کاری بکنن که خوشایند نیست و تو هرروز اشک بریزی