افسردگی گرفتم نمیدونم چرا
هیچی خوش حالم نمیکنه
با اینکه پول دارم ولی نمیتونم برم خرید
گاهی اوقات به این فکر میکنم که مرگ چقدر راحته
میگم کاش میمردم
بعضی وقتا با صدای بلند میخندم
دوس دارم یه نفر باشه که واقعا دوسم داشته باشه
ولی هیچ کسی نیست
همیشه تو اتاقم یع گوشه دراز میکشم
دوس دارم خیال بافی کنم
تو خیالم با کسی که دوست دارم وقت میگذرونم
از طرفی مامانم هم بهم میگه تو بی عرضه ایی من دختر شاد و سرزنده میخوام
ولی من تنهایی و سکوت رو دوست دارم
از دانشگاه رفتن متنفرم
با اینکه تو جمع دوستام میخندم بعدش میگم که چه بیهوده
چه زندگی ام بیهوده شده
میترسم افسردگی ام شدید بشه و خودکشی کنم
چون دور و برمون خیلی ها خودکشی کردن بخاطر افسردگی شون
دوست دارم زرنگ بشم و فعال بشم ولی هرچی برنامه ریزی میکنم نمیتونم
قبلنا نمازخوان بودم الان دیگه نماز هم نمیتونم بخونم
هیچ کس رو ندارم کمک ام کنه