امروز رفتم ارایشگاه
شوهرم گفت برو خودت خشگل کن
بخدا همه بهم گفتن خشگل شدی ابروهات قشنگ ورداشته بعد شوهرم ایراد گرفتم گفت یکم خرابه بعدش چن دیقه بعدش دوباره گفت شمع زده یکم صورتت جوش زده در صورتی ک یه دونه جوش هم در نیورده بودم خیلی ناراحت شدم خیلی دلم شکست هیچ نگفتم فقط از کنارش دور شدم انگار فهمید ولی چیزی نگفته تا الان
تقصیر خودمه هروقت میره ارایشگاه میگم چقد قشنگ شدی ...