امروز میخواستم برم دکتر شوهرم گفت تنهایی نرو
منم با مادرشوهرم رفتم تا دیر وقت طول کشید برگشتنی رفتیم خونه مادرشوهرم
شوهرمم خونه خودمون بود
منتظر بودم بیاد دنبالم گفت ک دوستش اومده پیشش دارن ورق بازی میکنن و ... منم عصبی شدم گفتم ینی فقط منتظری من نباشم دورهمی راه بندازی
جلو مادرشوهر و پدر شوهرم بهش گفتم
حق داشتم ناراحت بشم یانه؟؟