من تجربه ی اول بود دلم نمیخواست اینطوری تموم شه تهش با کلی فوش اونم خیلی بد تمومش کرد البته منم کم نیاوردم هرچی تو دلم بود رو گفتم
اونم کلی ظاهر و... رو تحقیر کرد حالم گرفته
از یه نظر خوشحالم شناختمش و با تنفر بخاطر حرفای دیشبش جدا شدم شب قبلم گفت گفتم عصبیه وقتی حرف بد به مامانم زد داغون شدم منم گفتم مادرخودته وحقشه مامانت مریضه وکلی چیزایی که تو دلم بود😢