2777
2789
عنوان

شوهرم میگه طلامو بفروشم

393 بازدید | 28 پست

داستان زندگی من خیلی پیچیده هست بچه طلاقم و خونه پدربزرگ و مادربزرگم زندگی میکردم اوضاع خیلی بد بود و برای فرار به قول خودم عاشق شدم و تو۱۵ سالگی ازدواج کردم جهاز هم پدر مادرم ندادن ولی خاله دایی هام همگی خیر هستن برام خریدن ..سیسمونی هم ک هیچی..جهاز هم بعد از ۴ سال هنوز نیاوردم به علت اینکه همون داییم ک جهاز خریده ۶ میلیون از ما طلبکاره و میگه پولمو نقد بدین جهاز ببرین ...ما سه سال یه شهر زندگی میکردم الان ۶ ماهه برگشتیم شهر خودمون .شوهرم خونه داره خودش تو خونه خودمونیم ولی شوهرم بیکاره بخاطر همین شدید دستمون خالی بود ماشینمون هم ام وی ام بود شدیدا افتاد تو خرج ۴۰ میلیون خرجش بود شوهرم فروختش ۹۰ میلیون ۴۰ تومن یه موتور خرید ۳۰ تومن هم طلا ...حالا میگه فردا بیا بریم تک پوشت رو بفروش بریم پول دایی رو بدیم و جهار بیاریم برای عید خونه رو هم میریم محضر میزنم به نامت ..یه خورده هم دستمون باز شه چون بیکاره ..هیییچ کس رو هم نداریم خونواده من ک بی پول خونواده شوهرم هم دارن و نمیدن شوهرم هم باهاشون قهره...بنظرتون چکار کنم چاره دیگه ای دارم؟؟؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بفروش پول دائیت رو بده بقیه رو یه گوشواره ای چیزی بگیر ..اول ببین جهالت سالمه الکس نری بفروشی بعد هی ...

ن جهاز رو خیلی خوب خریدن خداییش...ولی. من دختر جوون اول زندگیم ۴ساله با وسایل کهنه زندکی کردم

بخاطر ۶میلیون طلاتو نفروش.از یجا جور کنه.تو ک پشتوانه ای نداری.اینو بزار برا تنگی خوشیت.با زبون گرم هولش بده بره کار.یا با خانوادش اشتی کنه وبا زبون گرمی تک پوشتو نده.فک کن اینم خوردید بعدش چی؟؟؟؟؟

با شوهرم لج افتاد سر جریان هایی...قهرن یه جورایی..

تو هوای شوهرت رو داشته باش

راستش ب هر دلیلی باشه درک نمیکنم. باید پشت ات باشه یخاطر شرایط ات هواتو داشته باشه نه اینکه مشکلاتت رو اضافه کنه

همراه شوهرت باش. ایشالا ک قدرت رو میدونه

بخاطر ۶میلیون طلاتو نفروش.از یجا جور کنه.تو ک پشتوانه ای نداری.اینو بزار برا تنگی خوشیت.با زبون گرم ...

هیییییچ کس رو نداریم ..خونوادش باهاش دوست هم باشن نمیدن ...دیروز رفتیم یه مغازه ای شوهرم از چند سال پیش ازش وسیله برا. خونه خریده بود یادش رفته بوده ۱۰۰ تومن قرض داره باید بده ب مرده ...آقاهه ب شوهرم گفت داداشت رو دیدم گفتم ب  برادرت بگو پیش ما حساب داره .اونم گفته اون اصلا برادر ما نیست ابرو مارو برده ...بخاطری که حالا خودش سره کار و زنش هم کارمنده از بس مغرور شدن 

با شوهرم لج افتاد سر جریان هایی...قهرن یه جورایی..

خودت یکی رو واسطه کن عمویی عمه ای مادربزرگی کسی.بره پیشش بگه دختر تنهاست یاوری نداره.ببخش بزار جهازشو بیاره خونش.خوبیت نداره.طلاتم نفروش.ساده نباش.چون پشتوانه ای نداری.تا میتونی پس انداز مخفی کن.خونه رو هم بزن بناکت

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز