یکی از اشناهای کفتار صفتمون
زنشو جوری میزنه ک مهره های کمرش جا به جا شده لگنش شکسته دکترم نمیبرتش
ی قرون پول بهش نمیده
هفته ای ی بار میارتش میندازه خونه ننش بچه هاشم میگیره
دختره هرچی میگه طلاق میخوام خانواده دختر نمیذارن میگن بی ابرومون نکن
جوری دختره رو زدع ک رو دستش از کار افتاده
همش 15سالش بود ک زن این کفتار شده
هشت ساله زنشه انواع اقصام شکنجه رو کشیده
حتی براش تایت نمیخره
گوشت مرغ میخره میگه باید ی لنگه مرغو درست کنی
همشم میگه من خواهرتو میخواستم تورو نمیخواستم
تو سیاهی خواهرت سفید
تو زشتی خواهرت خوشگله
میام بوست کنم قیافتو میبینم حالم بهم میخوره
به عالمو ادم میگه
هرچی دختر میگه طلاق میخوام مادر دختره میگه ن ن ن
دلم براش کبابه