آرامش و به دست بیار . بذار درون وجودت با آرامش همراه بشه . اینا رو می نویسم تا بمونه یادگار . تا به درد کسی بخوره. از امروز می نویسم. تغییر و حس می کنم. پکیج خونه مون خراب بود اگه من قبلاً بودم نمی رفتم خونه پدر شوهرم بمونم . رفتم شب خوابیدم . صبح صبحانه خوردم .بعد محترمانه رفتم خونه پدرم . اونجا دوش گرفتم چون مطمئنم نبودم پکیج درست نشه یا نه . دائم زنگ نزدم به شوهرم که کجا هستی چرا پکیج درست نشد و اینا. شب اومدم خونه پدر شوهرم.نگران حضور جاری کوچک نبودم. به قول دختر گرانبها دعا نمی کردم که نیاد تا من دیده بشم. تو جمع با لبخند آروم نشستم. اگه سوالی ازم می پرسیدن جواب میدادم. دیدم که چقدر مورد توجه شدم . با خواهرشوهر اصلا موقع صمیمیت ش با جاری کوچک اخم نکردم اصلا توجه نکردم . اصلا با گوشی سرگرم نشدم چون به قول بانو آرتمیس سرگرمی با گوشی بدترین نوع سرگرمی ه. دیدم که نوعی کشش ایجاد شد برگشته بود سمت من که برام مهم نیست .ولی من وا ندادم مثل خودش ولی با لبخند .صمیمی نشدم . باج عاطفی ندادم . حساس به وجودشون نشدم . خیلی موثره خیلی . دچار خشم و عصبانیت هم نشدم . گله و غر هم نزدم. بیشتر حرفام به قول بانو آرتمیس حول هوا و اینا بود . رفتار و حرکات م با آرامش بود .