اینقدر خستم ک حد نداره امشب از اون شباس که حال و حوصله ی هیچیو ندارم هر روز منتظر خبری ک میخوام هستم ولی نمیشه نمیرسه دستم ،۱سال و ۹ ماه عقدم پدرشوهرم هی عروسیو عقب میندازه اینقدر سرده نمیدونم چیکار کنم دوران عقد خیلی بدههه خیلییی حتی نمیتونیم زیاد همو ببینیم ماشین نداریم خونه هامون هم نزدیک نیست ،الان قراره اگ شد اخرای برج ۱۲ عروسی کنیم اگ پول بیاد دست پدرشوهرم چون اون میگ پول ندارم ک عروسیو عقب میندازم ولی داره
توروخدا میشه دعام کنید به همین نزدیکا برم سرخونه زندگیم